درخواست مشاوره
در سریعترین زمان ممکن با شما تماس خواهم گرفت
در تولید قراردادی، بسیاری از مشکل ها از جایی شروع نمی شوند که کارخانه توان تولید ندارد یا برند محصولش را نمی شناسد. گاهی همه چیز آماده است، برنامه تولید بسته شده، مواد اولیه تامین شده و حتی نسخه محصول هم تایید شده است؛ اما درست در همین نقطه یک تغییر وارد ماجرا می شود.
بسته بندی باید عوض شود. یک ماده اولیه دیگر در دسترس نیست. تامین کننده جدید پیشنهاد شده است. مشخصات محصول نیاز به اصلاح دارد. تاریخ تحویل جلو افتاده یا برند می خواهد بخشی از فرمول، چاپ یا روش اجرا را تغییر دهد.
خود تغییر مشکل نیست. تغییر کنترل نشده مشکل است.
اگر تغییر بدون بررسی اثر آن وارد تولید شود، ممکن است نتیجه آن فقط چند ساعت تاخیر نباشد. یک تصمیم کوچک می تواند روی موجودی، کیفیت، ضایعات، برنامه خط، هزینه سفارش و حتی محصولاتی که از قبل تولید شده اند اثر بگذارد.
به همین دلیل، در یک همکاری حرفه ای میان برند و کارخانه باید فرایندی مشخص برای مدیریت تغییرات در تولید قراردادی یا Change Control وجود داشته باشد.
کنترل تغییر یعنی هیچ تغییر مهمی در محصول یا فرایند، فقط با یک تماس، پیام یا توافق شفاهی وارد تولید نشود.
هر تغییر باید یک مسیر روشن داشته باشد:
هدف این فرایند سخت کردن کار نیست. برعکس، هدف این است که تغییرات ضروری بدون ایجاد آشفتگی اجرا شوند.
در تولید قراردادی این موضوع اهمیت بیشتری دارد، چون تصمیم گیرنده، مالک محصول، مالک مواد، مالک خط تولید و مجری عملیات لزوما یک مجموعه نیستند.
برند ممکن است تغییر را بخواهد، اما کارخانه باید اثر آن را روی خط تولید بسنجد. کارخانه ممکن است پیشنهاد تغییر یک ماده یا فرایند را بدهد، اما برند باید بداند این تغییر چه اثری بر محصول نهایی می گذارد.
اگر مشخص نباشد چه کسی درخواست می دهد، چه کسی اثر را بررسی می کند و چه کسی اجازه اجرا می دهد، تغییر خیلی سریع از یک تصمیم مدیریتی به یک منبع اختلاف تبدیل می شود.
برای مشخص کردن همین مرز تصمیم و پاسخگویی، ابتدا باید مدل حکمرانی برند، کارخانه و پل روشن باشد.
قرار نیست برای هر اصلاح جزئی یک فرایند سنگین اداری ایجاد کنیم. اما هر تغییری که بتواند بر کیفیت، هزینه، ظرفیت، موجودی یا زمان تحویل اثر بگذارد، باید قابل ردیابی باشد.
مهم ترین گروه های تغییر عبارت اند از:
مانند تغییر در ابعاد، وزن، رنگ، ترکیب، ویژگی فنی، تلرانس یا معیار پذیرش محصول.
اگر مشخصات محصول تغییر کند اما سند مرجع همچنان نسخه قبلی باشد، خیلی زود دو تعریف متفاوت از «محصول صحیح» شکل می گیرد.
برند یک چیز انتظار دارد و کارخانه بر اساس سند دیگری تولید می کند.
ممکن است یک ماده دیگر موجود نباشد، قیمت آن تغییر کند یا تامین کننده جایگزینی پیشنهاد شود.
حتی اگر ماده جدید از نظر ظاهری مشابه قبلی باشد، نباید فرض کرد نتیجه نهایی نیز دقیقا یکسان خواهد بود.
مسئولیت تامین و تایید مواد باید از قبل مشخص باشد. اگر این بخش هنوز مبهم است، تامین مواد اولیه در تولید قراردادی باید پیش از اجرای تغییر روشن شود.
تغییر ظرف، کارتن، لیبل، لفاف، چاپ، ابعاد یا حتی تعداد محصول در کارتن ممکن است روی بخش های دیگری از عملیات اثر بگذارد.
برای مثال تغییر اندازه بسته بندی می تواند روی تنظیم دستگاه، سرعت خط، مصرف مواد، چیدمان کارتن، فضای انبار یا روش حمل اثر بگذارد.
بنابراین «فقط بسته بندی عوض شده» همیشه جمله دقیقی نیست.
تغییر تامین کننده فقط یک تصمیم خرید نیست.
اگر تامین کننده ماده، قطعه یا بسته بندی تغییر کند، باید مشخص شود آیا محصول جدید دقیقا با مشخصات قبلی مطابقت دارد و آیا نیاز به نمونه گیری، آزمون یا تایید مجدد وجود دارد.
تغییر دستگاه، تنظیمات خط، ترتیب عملیات، روش آماده سازی یا محل انجام یک مرحله نیز ممکن است روی خروجی اثر بگذارد.
کارخانه نباید صرفا به این دلیل که نتیجه ظاهری مشابه است، چنین تغییراتی را بدون اطلاع طرف مسئول اجرا کند.
وقتی روش آزمون یا معیار قبول و رد عوض می شود، در عمل تعریف کیفیت نیز تغییر می کند.
این نوع تغییر باید مستقیما با سیستم کنترل کیفیت در تولید برون سپاری شده هماهنگ باشد.
نمی توان درباره «تغییر» صحبت کرد اگر مشخص نباشد وضعیت فعلی چیست.
پیش از شروع تولید باید یک نسخه مبنا یا Baseline وجود داشته باشد.
این نسخه می تواند شامل مواردی مانند مشخصات محصول، فرمول یا دستور ساخت، مواد تاییدشده، بسته بندی، روش آزمون، نمونه مرجع و نسخه اسناد اجرایی باشد.
وقتی این مبنا مشخص شد، هر پیشنهاد جدید نسبت به آن سنجیده می شود.
یک سوال ساده باید قابل پاسخ باشد:
الان دقیقا بر اساس کدام نسخه تولید می کنیم؟
اگر پاسخ این سوال میان برند، کارخانه، واحد کیفیت و برنامه ریزی متفاوت باشد، کنترل تغییر عملا هنوز شروع نشده است.
یک سیستم کنترل تغییر خوب لازم نیست پیچیده باشد. مهم این است که مراحل آن روشن و قابل اجرا باشند.
تغییر باید یک درخواست مشخص داشته باشد.
حداقل اطلاعات درخواست بهتر است شامل این موارد باشد:
| موضوع | اطلاعات مورد نیاز |
|---|---|
| درخواست کننده | چه فرد یا واحدی تغییر را خواسته است؟ |
| وضعیت فعلی | الان چه چیزی اجرا می شود؟ |
| تغییر پیشنهادی | دقیقا چه چیزی باید عوض شود؟ |
| علت | چرا این تغییر لازم است؟ |
| زمان مورد انتظار | تغییر از چه زمانی باید اجرا شود؟ |
| محصولات متاثر | کدام محصول، سفارش یا بچ تحت تاثیر است؟ |
عبارت هایی مثل «از سری بعد این را عوض کنید» یا «فعلا همین ماده را جایگزین کنیم» برای یک سیستم حرفه ای کافی نیستند.
هرچه تعریف تغییر مبهم تر باشد، احتمال برداشت متفاوت در اجرا بیشتر می شود.
همه تغییرات یک سطح اهمیت ندارند.
می توان تغییرات را حداقل به سه سطح تقسیم کرد:
تغییر جزئی: اثری بر مشخصات اصلی، کیفیت یا برنامه تولید ندارد و ریسک آن محدود است.
تغییر موثر: روی ماده، مشخصات، بسته بندی، زمان تولید یا روش کنترل اثر دارد و باید پیش از اجرا ارزیابی شود.
تغییر بحرانی: می تواند کیفیت محصول، قابلیت فروش، ایمنی، موجودی قابل استفاده یا تعهد تحویل را جدی تحت تاثیر قرار دهد و بدون تایید رسمی نباید اجرا شود.
هدف از این طبقه بندی این است که یک تغییر کوچک در بروکراسی گم نشود و یک تغییر مهم هم با یک پیام کوتاه اجرا نشود.
این مهم ترین قسمت کنترل تغییر است.
پیش از اینکه بپرسیم «آیا این تغییر شدنی است؟» باید بپرسیم:
اگر این تغییر را انجام دهیم، چه چیزهای دیگری تحت تاثیر قرار می گیرند؟
ارزیابی اثر بهتر است حداقل پنج حوزه را بررسی کند.
آیا مشخصات محصول تغییر می کند؟
آیا نمونه جدید لازم است؟
آیا روش آزمون یا حدود پذیرش باید اصلاح شود؟
آیا محصول تولیدشده با نسخه قبلی همچنان قابل قبول است؟
آیا از ماده یا بسته بندی قبلی موجودی داریم؟
با موجودی قدیمی چه کار می کنیم؟
آیا موجودی فعلی قابل مصرف است یا بعد از تغییر بلااستفاده می شود؟
گاهی هزینه واقعی یک تغییر در قیمت ماده جدید نیست؛ در موجودی قبلی است که دیگر قابل استفاده نیست.
آیا تغییر به تنظیم مجدد دستگاه نیاز دارد؟
آیا باید تولید آزمایشی انجام شود؟
آیا زمان آماده سازی خط بیشتر می شود؟
آیا رزرو ظرفیت باید جابه جا شود؟
این بخش باید با برنامه ریزی تولید قراردادی هماهنگ باشد؛ چون یک تغییر تاییدشده اگر جای مشخصی در برنامه نداشته باشد، هنوز قابل اجرا نیست.
تغییر ممکن است قیمت خرید را بالا ببرد، ضایعات بیشتری ایجاد کند، زمان تنظیم خط را افزایش دهد یا نیازمند آزمون اضافه باشد.
بنابراین قبل از تایید باید معلوم شود هزینه تغییر بر عهده چه کسی است و آیا اقتصاد سفارش همچنان منطقی است.
برخی تغییرات از نظر فنی ساده اند اما زمان تامین یا آماده سازی آنها طولانی است.
گاهی برند تغییر را تایید می کند، اما همزمان انتظار دارد تاریخ تحویل قبلی نیز بدون تغییر باقی بماند.
این دو تصمیم همیشه با هم سازگار نیستند.
یکی از خطاهای رایج این است که همه افراد بتوانند تغییر پیشنهاد دهند و همان فرد هم عملا اجازه اجرای آن را صادر کند.
پیشنهاد تغییر با تایید تغییر یکی نیست.
برای هر نوع تغییر باید از قبل مشخص باشد:
برای مثال، کارخانه می تواند تغییر یک ماده یا روش تولید را پیشنهاد دهد، اما اگر این تغییر روی تعریف محصول اثر دارد، تصمیم نهایی نمی تواند صرفا در سطح خط تولید گرفته شود.
از طرف دیگر، برند هم نباید تغییری را تایید کند که کارخانه هنوز امکان فنی، ظرفیت یا زمان اجرای آن را بررسی نکرده است.
کنترل تغییر دقیقا برای جلوگیری از همین تصمیم های یک طرفه طراحی می شود.
بعضی تغییرات را می توان مستقیم اجرا کرد، اما تغییراتی که روی محصول، ماده، بسته بندی یا فرایند اثر قابل توجه دارند بهتر است ابتدا در مقیاس محدود بررسی شوند.
این مرحله می تواند شامل نمونه سازی، تولید آزمایشی یا اجرای محدود باشد.
هدف این است که قبل از درگیر کردن کل سفارش بفهمیم:
اگر یک تغییر مستقیما وارد تولید انبوه شود، هزینه یادگیری آن نیز روی کل سفارش پخش می شود.
همین جاست که کنترل تغییر با موضوع کاهش ضایعات در تولید قراردادی به هم می رسد. بخشی از دوباره کاری و مردودی نه از ضعف کارخانه، بلکه از تغییری می آید که بدون آزمون کافی وارد خط شده است.
پس از تایید تغییر باید مشخص شود نسخه جدید چیست.
برای مثال:
اسم نسخه مهم نیست. مهم این است که همه بدانند کدام نسخه معتبر است.
نسخه قبلی نباید کنار نسخه جدید باقی بماند و هر فرد بر اساس سلیقه یکی را انتخاب کند.
سه موضوع باید روشن باشد:
نسخه جدید از چه تاریخی معتبر است؟
کدام سفارش یا بچ باید با نسخه جدید تولید شود؟
اسناد و فایل های نسخه قبلی چه وضعیتی دارند؟
کنترل نسخه خصوصا زمانی مهم می شود که چند تولید همزمان، چند کارخانه یا چند تامین کننده درگیر باشند.
یکی از بخش هایی که در مدیریت تغییر اغلب دیر دیده می شود، موجودی باقی مانده است.
فرض کنید بسته بندی محصول تغییر کرده است، اما هنوز بخشی از لفاف یا کارتن نسخه قبلی در انبار وجود دارد.
قبل از اجرای تغییر باید تصمیم بگیرید:
تغییر بدون تعیین تکلیف موجودی قدیمی می تواند دو نسخه محصول را ناخواسته وارد بازار کند یا سرمایه را در موادی قفل کند که دیگر مصرف ندارند.
گاهی فرصت طی کردن مسیر معمول وجود ندارد.
کمبود ناگهانی ماده، خرابی تجهیز، توقف تامین یا مسئله ای در کیفیت ممکن است نیازمند تصمیم سریع باشد.
اما «اضطراری بودن» نباید به معنی «بدون سند بودن» باشد.
برای تغییر اضطراری می توان مسیر کوتاه تری تعریف کرد، اما حداقل باید معلوم باشد:
در غیر این صورت، یک راه حل موقت به آرامی تبدیل به روش دائمی می شود، بدون اینکه کسی رسما آن را تایید کرده باشد.
فرض کنید برند تصمیم می گیرد جنس بسته بندی محصول را تغییر دهد.
در نگاه اول این تصمیم فقط مربوط به ظاهر محصول است.
اما کارخانه متوجه می شود جنس جدید روی دستگاه قبلی با همان تنظیمات کار نمی کند. سرعت خط کاهش پیدا می کند و پرت بسته بندی بالا می رود.
همزمان بخشی از بسته بندی نسخه قبلی نیز در انبار باقی مانده است.
اگر تغییر فقط با یک پیام تایید شده باشد، چند سوال بدون پاسخ می مانند:
چه کسی هزینه موجودی قبلی را می پذیرد؟
آیا تاریخ تحویل باید اصلاح شود؟
آیا نمونه محصول با بسته بندی جدید تایید شده است؟
از کدام سفارش به بعد نسخه جدید اجرا می شود؟
آیا افزایش ضایعات پذیرفته شده است؟
کنترل تغییر قرار نیست مانع این تصمیم شود. فقط باعث می شود این سوال ها قبل از تولید پاسخ داده شوند، نه بعد از ایجاد هزینه.
وقتی تصمیم فقط در جلسه، تماس یا پیام باقی می ماند، چند هفته بعد ممکن است هر طرف برداشت متفاوتی از توافق داشته باشد.
خروجی هر تغییر باید قابل ردیابی باشد.
گاهی فشار زمان باعث می شود ابتدا تغییر را اجرا کنیم و بعد سراغ بررسی اثر برویم.
این ترتیب معمولا هزینه تصمیم را بالا می برد.
تغییر ماده، فرمول یا بسته بندی بدون بررسی موجودی قبلی می تواند مستقیما سرمایه در گردش را تحت تاثیر قرار دهد.
اگر معلوم نباشد تغییر دقیقا از کدام سفارش، تاریخ یا بچ اجرا می شود، احتمال اختلاط نسخه ها بالا می رود.
تایید تغییر پایان کار نیست.
بعد از اجرا باید بررسی شود آیا نتیجه مورد انتظار واقعا به دست آمده است یا نه.
قرار نیست برای کنترل تغییر یک داشبورد بزرگ بسازید. چند شاخص محدود می توانند تصویر خوبی بدهند:
این شاخص ها زمانی ارزش دارند که تعریف آنها ثابت و داده آنها قابل اعتماد باشد. برای طراحی سیستم اندازه گیری کامل تر می توانید از چارچوب شاخص های عملکرد تولید قراردادی استفاده کنید.
برای بسیاری از همکاری ها یک فرم ساده از یک سیستم پیچیده موثرتر است.
حداقل اطلاعات پیشنهادی عبارت اند از:
| بخش | سوال اصلی |
|---|---|
| شناسه تغییر | این تغییر با چه کدی قابل پیگیری است؟ |
| درخواست کننده | چه کسی تغییر را مطرح کرده است؟ |
| نسخه مبنا | وضعیت فعلی چیست؟ |
| تغییر پیشنهادی | دقیقا چه چیزی عوض می شود؟ |
| علت | چرا تغییر لازم است؟ |
| اثر کیفیت | آیا آزمون یا تایید مجدد لازم است؟ |
| اثر مواد و موجودی | با مواد و موجودی قبلی چه می شود؟ |
| اثر برنامه | ظرفیت و زمان تولید چگونه تغییر می کند؟ |
| اثر هزینه | هزینه مستقیم و پنهان تغییر چیست؟ |
| تاریخ اجرا | از چه نقطه ای نسخه جدید معتبر است؟ |
| تاییدکنندگان | چه کسانی اجازه اجرا داده اند؟ |
| نتیجه | آیا تغییر مطابق انتظار اجرا شد؟ |
مهم نیست این اطلاعات در نرم افزار ثبت شوند یا در یک فرم ساده مشترک. مهم این است که تصمیم در حافظه افراد باقی نماند.
یکی از اشتباه ها این است که Change Control را فقط برای پروژه های بزرگ یا تغییرات بسیار حساس در نظر بگیریم.
در عمل، همکاری تولیدی دائما در معرض تغییر است.
تامین کننده عوض می شود، بازار واکنش تازه ای نشان می دهد، بسته بندی اصلاح می شود، ماده ای کمیاب می شود، کارخانه پیشنهاد بهبود می دهد یا برند نسخه تازه ای از محصول می خواهد.
پس سیستم خوب سیستمی نیست که تغییر را حذف کند. سیستمی است که تغییر را قابل پیش بینی و قابل ردیابی کند.
وقتی تغییرات ثبت و تحلیل شوند، حتی می توان الگوهای مهمی پیدا کرد.
ممکن است مشخص شود بخش زیادی از تغییرات بعد از بسته شدن برنامه تولید درخواست می شوند. یا یک ماده خاص دائما باعث جایگزینی اضطراری می شود. یا تغییرات بسته بندی منبع تکراری دوباره کاری هستند.
در این نقطه، داده تغییر از یک سند اداری به ابزار مدیریت تبدیل می شود.
پیش از آزادسازی یک تغییر، این سوال ها باید پاسخ مشخص داشته باشند:
اگر چند پاسخ هنوز مبهم هستند، تغییر احتمالا برای ورود به تولید آماده نیست.
در تولید قراردادی، تغییر اجتناب ناپذیر است. محصول رشد می کند، بازار تغییر می کند، مواد و تامین کننده ها تغییر می کنند و کارخانه نیز برای بهبود اجرا پیشنهادهای تازه ای خواهد داشت.
مسئله این نیست که تغییر کنیم یا نه.
مسئله این است که تغییر چگونه وارد سیستم شود.
یک فرایند مناسب مدیریت تغییر کمک می کند درخواست جدید از مسیر مشخصی عبور کند، اثر آن پیش از اجرا دیده شود، مسئول تصمیم روشن باشد، نسخه ها با هم مخلوط نشوند و هزینه های پنهان تغییر دیر کشف نشوند.
در تجربه اجرایی همکاری میان تولید، تامین، کیفیت و برنامه ریزی، بخش مهمی از اصطکاک ها زمانی شکل می گیرد که هر واحد فقط اثر تغییر روی بخش خودش را می بیند. ارزش واقعی کنترل تغییر این است که قبل از اجرا، تصویر کامل تری از اثر تصمیم ساخته شود.
تولید قراردادی زمانی قابل اتکاتر می شود که برند و کارخانه فقط درباره محصول نهایی توافق نداشته باشند؛ بلکه درباره روش تغییر دادن آن محصول و فرایند نیز توافق کرده باشند.