درخواست مشاوره
در سریعترین زمان ممکن با شما تماس خواهم گرفت
در تولید قراردادی ممکن است کارخانه مناسبی انتخاب کرده باشید، قرارداد هم امضا شده باشد و حتی استاندارد کیفیت نیز مشخص باشد؛ اما باز همکاری در اجرا فرسایشی شود.
مشکل معمولا از جایی شروع می شود که پاسخ چند سوال ساده روشن نیست: چه کسی حق تصمیم دارد؟ چه کسی باید پاسخگو باشد؟ تغییرات را چه کسی تایید می کند؟ وقتی تولید از برنامه عقب افتاد چه کسی باید مسئله را بالا ببرد؟ و اگر برند و کارخانه برداشت متفاوتی از یک تصمیم داشتند، مرجع نهایی کجاست؟
اینجاست که حکمرانی تولید قراردادی اهمیت پیدا می کند.
حکمرانی قرار نیست یک لایه اداری تازه به همکاری اضافه کند. هدف آن ساده تر کردن رابطه است: هر تصمیم مالک مشخص داشته باشد، هر مسئولیت قابل پیگیری باشد و هیچ موضوع مهمی بین برند و کارخانه در فضای خاکستری باقی نماند.
اگر هنوز خود مدل همکاری برایتان روشن نیست، ابتدا راهنمای تولید قراردادی چیست و چه تفاوتی با برون سپاری دارد؟ را بخوانید. این مقاله از مرحله بعد صحبت می کند: وقتی تصمیم گرفته ایم با مدل تولید قراردادی کار کنیم، این رابطه را چگونه اداره کنیم؟
حکمرانی تولید قراردادی مجموعه قواعد و سازوکارهایی است که مشخص می کند:
بنابراین حکمرانی با قرارداد یکی نیست.
قرارداد مشخص می کند دو طرف روی چه چیزی توافق کرده اند؛ حکمرانی مشخص می کند آن توافق در زندگی روزمره همکاری چگونه اجرا و مدیریت شود.
ممکن است در قرارداد نوشته باشید محصول باید با مشخصات معینی تولید شود. اما حکمرانی باید پاسخ دهد اگر وسط تولید مشخصات تغییر کرد چه اتفاقی می افتد، چه کسی اثر آن بر قیمت و زمان را بررسی می کند و تا زمان تایید نهایی، کدام نسخه مشخصات معتبر است.
برای بررسی موضوعاتی که باید پیش از شروع همکاری در توافق مکتوب روشن شوند، مقاله قرارداد تولید قراردادی باید شامل چه مواردی باشد؟ مکمل این بحث است.
بخش زیادی از اصطکاک های واقعی تولید قبل از آنکه تبدیل به اختلاف حقوقی شوند، یک مشکل مدیریتی هستند.
برای مثال، برند درخواست تغییر بسته بندی می دهد. واحد فروش تصور می کند تغییر کوچک است. کارخانه می گوید برنامه تولید بسته شده و تغییر باعث جابه جایی زمان خواهد شد. تامین کننده بسته بندی هم زمان تازه ای اعلام می کند.
اگر ساختار تصمیم گیری وجود نداشته باشد، چند اتفاق آشنا رخ می دهد:
در حالی که ریشه مسئله می تواند بسیار ساده باشد: تغییر، مالک و مسیر تایید مشخص نداشته است.
در ۱۸ سال فعالیت در صنعت و درگیری با برنامه ریزی تولید، عملیات، زنجیره تامین، انبار و شبکه تولیدی ها، بارها دیده ام که کیفیت رابطه میان بخش ها به اندازه توان فنی آن ها روی نتیجه اثر می گذارد. کارخانه می تواند تجهیزات مناسب داشته باشد و برند نیز بازار را خوب بشناسد، اما اگر جریان تصمیم و اطلاعات میان این دو درست طراحی نشده باشد، توان هر دو طرف بخشی از اثر خود را از دست می دهد.
یک مدل کاربردی برای اداره تولید قراردادی را می توان به شکل سه ضلع دید:
برند نباید انتظار داشته باشد کارخانه به جای او درباره هویت محصول و بازار تصمیم بگیرد.
مسئولیت اصلی برند این است که روشن کند:
در تولید برون سپاری شده، واگذاری اجرای تولید نباید به واگذاری مالکیت تصمیم تبدیل شود.
کارخانه مسئول این است که واقعیت تولید را شفاف و حرفه ای بیان کند.
یعنی باید بتواند بگوید:
کارخانه حرفه ای برای گرفتن سفارش همه چیز را تایید نمی کند. گاهی ارزشمندترین پاسخ کارخانه یک «بله، به این شرط» یا حتی یک «با این شرایط امکان پذیر نیست» است.
ضلع سوم را من «پل» می نامم.
پل لزوما یک شرکت یا شخص ثالث نیست. بسته به اندازه همکاری، این نقش می تواند توسط مدیر عملیات، مسئول زنجیره تامین، مدیر پروژه، مسئول تولید برون سپاری شده یا یک هماهنگ کننده متخصص انجام شود.
وظیفه پل این نیست که به جای برند و کارخانه تصمیم بگیرد.
وظیفه او این است که:
اگر می خواهید منطق این نقش را از زاویه روایی و تجربه محور دنبال کنید، اپیزود کارخانه، برند و پل؛ چه کسی مسئول چیست؟ دقیقا روی همین نقطه تمرکز دارد.
یکی از مهم ترین قواعد حکمرانی تولید قراردادی این است که تصمیم جمعی نباید به مسئولیت مبهم تبدیل شود.
ممکن است برای یک تصمیم پنج نفر نظر بدهند، اما در نهایت باید مشخص باشد:
این مرزبندی مخصوصا در موضوعاتی مانند کیفیت، تغییر مشخصات، برنامه تولید، اولویت سفارش، تامین مواد و تایید محموله اهمیت دارد.
یک جدول ساده می تواند بخش بزرگی از ابهام را حذف کند:
| موضوع | مالک اصلی تصمیم | مسئول اجرا | نقش پل | خروجی قابل ثبت |
|---|---|---|---|---|
| تعریف محصول و جایگاه آن | برند | برند با دریافت نظر فنی کارخانه | تبدیل نیاز به مشخصات روشن | مشخصات تاییدشده محصول |
| امکان پذیری فنی تولید | کارخانه | کارخانه | انتقال محدودیت ها به برند | تایید یا گزارش امکان پذیری |
| برنامه تولید و ظرفیت | کارخانه در چارچوب توافق | کارخانه | هماهنگی اولویت و تعهد زمانی | برنامه تولید |
| معیار پذیرش کیفیت | برند یا مسئول کیفیت مجاز | کارخانه طبق معیار توافق شده | جلوگیری از برداشت متفاوت | مشخصات و معیار پذیرش |
| تایید یا رد محموله | مرجع از پیش تعیین شده | تیم کیفیت و تولید | جمع آوری اطلاعات و پیگیری تصمیم | گزارش تایید یا عدم انطباق |
| تغییر محصول | برند برای نیاز تجاری؛ کارخانه برای امکان پذیری فنی | پس از تایید مشترک اثر تغییر | مدیریت فرایند تغییر | فرم یا لاگ تغییر |
| تغییر زمان تحویل | طبق قواعد توافق شده دو طرف | کارخانه | ثبت علت، اثر و تصمیم جدید | برنامه اصلاح شده |
| مسئله بحرانی تولید | متناسب با نوع مسئله | کارخانه و مسئول مرتبط | تشدید سریع به سطح تصمیم | گزارش مسئله و اقدام |
| تغییر هزینه ناشی از تغییر مشخصات | توافق دو طرف | واحدهای تجاری و مالی | مستندسازی فرض ها | تایید مکتوب تغییر |
| تامین ماده جایگزین | طبق مالکیت تامین و استاندارد محصول | مسئول تامین | هماهنگی ارزیابی فنی و کیفیت | تایید ماده جایگزین |
این جدول قرار نیست برای همه کسب و کارها دقیقا یکسان باشد. ارزش آن در این است که شما را مجبور می کند قبل از بحران درباره حق تصمیم فکر کنید، نه وسط بحران.
کیفیت یکی از نقاطی است که ابهام در آن بسیار پرهزینه می شود.
عبارت هایی مثل «کیفیت باید خوب باشد» یا «مثل نمونه قبلی تولید شود» برای حکمرانی کافی نیستند.
باید بدانیم:
جزئیات طراحی این سیستم در راهنمای کنترل کیفیت در تولید برون سپاری شده آمده است. در حکمرانی، تمرکز ما روی یک لایه بالاتر است: چه کسی صاحب هر تصمیم کیفی است و اطلاعات کیفیت چگونه وارد فرایند تصمیم گیری می شوند؟
تغییر در تولید طبیعی است.
ممکن است بسته بندی عوض شود، تامین کننده تغییر کند، فرمول اصلاح شود، تیراژ بالا برود یا بازار تاریخ تحویل جدیدی بخواهد.
مشکل خود تغییر نیست. مشکل تغییر بدون فرایند است.
یک درخواست تغییر حرفه ای حداقل باید پنج سوال را پاسخ دهد:
پس از آن باید مشخص شود چه کسی تغییر را تایید می کند و نسخه جدید از چه تاریخی معتبر است.
یک پیام تلفنی یا گفت و گوی پراکنده در پیام رسان نباید به تنهایی بتواند مشخصات یک محصول را تغییر دهد.
اگر تغییری روی محصول، کیفیت، هزینه، ظرفیت یا زمان تحویل اثر دارد، باید قابل ردگیری باشد.
لازم نیست برای این کار سیستم پیچیده ای بسازید. یک شماره تغییر، تاریخ، درخواست کننده، اثر ارزیابی شده، تاییدکنندگان و وضعیت اجرا برای بسیاری از تیم ها کافی است.
یکی از نشانه های حکمرانی ضعیف این است که برند و کارخانه فقط وقتی زیاد با هم صحبت می کنند که مشکلی پیش آمده باشد.
رابطه حرفه ای باید ریتم داشته باشد.
مواردی مثل این ها بررسی شوند:
بسته به حساسیت پروژه، گزارش می تواند شامل موارد زیر باشد:
گزارش پایان محموله فقط نباید بگوید «تولید تمام شد».
بهتر است مشخص کند:
هدف از گزارش، تولید کاغذ نیست. هدف این است که تصمیم بعدی بر اساس واقعیت گرفته شود.
در همکاری های ضعیف معمولا دو حالت دیده می شود: یا مسئله مدت زیادی پایین سازمان می ماند و دیر بالا می آید، یا کوچک ترین موضوع فورا به مدیران ارشد کشیده می شود.
هر دو حالت هزینه سازند.
برای همین باید از قبل مشخص باشد:
نمونه: اصلاح برنامه یک شیفت، هماهنگی تحویل ماده یا رفع یک ابهام اجرایی.
مالک حل: افراد اجرایی مشخص.
نمونه: تغییر برنامه ای که روی تامین، کیفیت و فروش همزمان اثر می گذارد.
مالک حل: مدیران مسئول دو طرف با هماهنگی پل.
نمونه: تاخیر جدی، تغییر بزرگ قیمت، تکرار عدم انطباق، اختلاف درباره تعهد اصلی یا ادامه همکاری.
مالک تصمیم: افراد دارای اختیار تجاری یا مدیریتی تعریف شده.
این مسیر باعث می شود مسئله نه پنهان بماند و نه بی دلیل بزرگ شود.
اضافه کردن ضلع سوم فقط وقتی ارزش دارد که اصطکاک را کاهش دهد.
اگر تمام ارتباطات مجبور باشند از یک نفر عبور کنند و آن فرد:
خود پل به گلوگاه تبدیل شده است.
پل خوب باید شفافیت را بیشتر کند، نه وابستگی را.
مثلا متخصص کیفیت برند و مسئول کیفیت کارخانه باید بتوانند مستقیم درباره یک عدم انطباق فنی گفت و گو کنند؛ اما نتیجه مهم آن گفت و گو باید در ساختار مشترک ثبت شود تا تصمیم سازمانی گم نشود.
برای بسیاری از همکاری ها نیازی به ده ها فرم و جلسه نیست. یک سیستم سبک می تواند با چند سند اصلی کار کند:
اصل مهم این است که همه درباره یک واقعیت مشترک صحبت کنند.
گاهی با شنیدن واژه حکمرانی، تصویری از جلسه های زیاد، امضاهای متعدد و فرایندهای کند شکل می گیرد.
این دقیقا چیزی است که باید از آن دوری کنیم.
حکمرانی خوب باید سرعت تصمیم درست را بالا ببرد.
اگر برای تغییر کوچک و کم ریسک به تایید پنج مدیر نیاز دارید، مدل شما احتمالا بیش از حد سنگین است. در مقابل، اگر یک تغییر حساس در فرمول یا ماده اولیه بتواند بدون اطلاع مالک محصول اجرا شود، مدل بیش از حد آزاد است.
پس سطح کنترل باید متناسب با اثر تصمیم باشد:
این دو موضوع به هم نزدیک اند، اما یکی نیستند.
حکمرانی می گوید رابطه امروز چگونه اداره شود.
کاهش وابستگی می پرسد اگر فردا لازم شد تولید را جابه جا کنیم، آیا دانش، داده و اختیار لازم را در اختیار داریم؟
برای همین مستندسازی مشخصات، سوابق تغییر و حق دسترسی به اطلاعات، هم به حکمرانی کمک می کنند و هم استقلال برند را بیشتر می کنند؛ اما راهنمای کامل این موضوع در مقاله چگونه وابستگی برند به کارخانه را کاهش دهیم؟ آمده است.
هیچ ماتریس مسئولیتی نمی تواند یک شریک تولید نامتناسب را به شریک مناسبی تبدیل کند.
اگر کارخانه:
مشکل فقط حکمرانی نیست.
در این شرایط باید یک مرحله عقب تر بروید و خود انتخاب شریک را بررسی کنید. راهنمای انتخاب کارخانه مناسب برای تولید قراردادی برای همین مرحله طراحی شده است.
چند علامت را جدی بگیرید:
اگر چند مورد از این نشانه ها همزمان وجود دارند، اضافه کردن جلسه بیشتر معمولا درمان نیست. باید معماری تصمیم و مسئولیت اصلاح شود.
حکمرانی فقط برای شرکت های بزرگ نیست.
حتی اگر برند کوچک باشد و با یک کارخانه کار کند، می توان ساختار را بسیار سبک نگه داشت:
همین ساختار ساده از ده ها پیام پراکنده و تصمیم شفاهی قابل اتکاتر است.
با بزرگ شدن تیراژ، تعداد محصولات، تامین کننده ها یا کارخانه ها می توان همین مدل را توسعه داد؛ نه اینکه از روز اول یک سیستم اداری سنگین ساخت.
قبل از اولین سفارش جدی بررسی کنید:
اگر پاسخ چند مورد منفی است، بهتر است پیش از بالا رفتن تیراژ آن ها را روشن کنید.
قرارداد تعهدات و قواعد مورد توافق دو طرف را ثبت می کند؛ حکمرانی مشخص می کند این توافق ها در عملیات روزانه چگونه به حق تصمیم، مسئولیت، گزارش دهی، کنترل تغییر و مسیر حل مسئله تبدیل شوند.
خیر. پل یک نقش مدیریتی و هماهنگی است، نه الزام به استفاده از واسطه بیرونی. این نقش می تواند توسط مدیر عملیات، زنجیره تامین، مدیر پروژه یا فرد متخصص دیگری انجام شود؛ به شرط آنکه مسئولیت و اختیار او روشن باشد.
معیار پذیرش باید از قبل توسط برند یا مالک محصول تعریف و با کارخانه روی روش اجرای آن توافق شود. مرجع مجاز برای تایید یا رد محموله نیز باید پیش از تولید مشخص باشد تا تصمیم کیفیت به سلیقه افراد وابسته نشود.
از زمانی که تصمیم ها میان بیش از یک طرف تقسیم می شوند، وجود یک مدل حداقلی مفید است. لازم نیست همکاری بزرگ باشد؛ حتی یک برند و یک کارخانه می توانند با ماتریس ساده مسئولیت، مرجع مشخصات، ثبت تغییرات و مسیر گزارش دهی شروع کنند.
تولید قراردادی فقط خرید چند ساعت ظرفیت خط تولید نیست. یک رابطه بین دو سازمان با منطق، محدودیت و اولویت های متفاوت است.
برند بازار، محصول و استاندارد را می بیند. کارخانه ظرفیت، فرایند، ماشین، مواد و محدودیت اجرا را می بیند. اگر هیچ ساختاری این دو تصویر را کنار هم قرار ندهد، حتی همکاری میان دو مجموعه حرفه ای می تواند به مجموعه ای از سوءبرداشت ها، تاخیرها و تصمیم های مبهم تبدیل شود.
مدل حکمرانی برند، کارخانه و پل برای حذف همین ابهام ساخته می شود.
هدف آن کنترل بیشتر به معنای دخالت بیشتر نیست. هدف این است که تصمیم درست، در سطح درست، توسط فرد درست و بر اساس اطلاعات مشترک گرفته شود.
وقتی نقش ها روشن باشند، تغییرات ردپا داشته باشند، گزارش ها به تصمیم منتهی شوند و مسیر حل مسئله از قبل مشخص باشد، تولید قراردادی از یک رابطه شخص محور به یک سیستم قابل مدیریت تبدیل می شود.
و این همان نقطه ای است که همکاری می تواند بدون وابستگی به تماس های اضطراری، حافظه افراد و توافق های شفاهی، رشد کند.