درخواست مشاوره
در سریعترین زمان ممکن با شما تماس خواهم گرفت
در تولید قراردادی یک سوال خیلی زود خودش را نشان می دهد: مواد اولیه را چه کسی باید بخرد؟
برند ممکن است بگوید کارخانه تولید را انجام می دهد، پس تامین مواد هم باید با کارخانه باشد. کارخانه ممکن است پاسخ بدهد محصول، مشخصات و بازار متعلق به برند است و بهتر است مواد حساس را خود برند تامین کند.
اگر این اختلاف فقط به جمله «خرید با چه کسی است؟» محدود شود، بخش مهم تری از مسئله نادیده می ماند.
مسئله اصلی فقط خرید نیست. باید مشخص باشد چه کسی مشخصات ماده را تعیین می کند، چه کسی تامین کننده را تایید می کند، سفارش خرید را چه کسی صادر می کند، قیمت و زمان تامین را چه کسی کنترل می کند، ماده ورودی را چه کسی تایید می کند و اگر مواد به موقع نرسیدند یا کیفیت آنها مناسب نبود، مسئول تصمیم بعدی چه کسی است.
در همکاری حرفه ای، مسئولیت تامین مواد اولیه باید قبل از شروع تولید به یک فرایند روشن تبدیل شود.
هیچ پاسخ واحدی برای همه پروژه های تولید قراردادی وجود ندارد.
سه مدل اصلی قابل استفاده است:
مدل درست به ماهیت محصول، حساسیت مواد، قدرت خرید طرفین، دانش فنی، حجم سفارش، وضعیت تامین کنندگان و میزان کنترل مورد نیاز برند بستگی دارد.
بنابراین سوال بهتر این نیست که «مواد را برند بخرد یا کارخانه؟»
سوال حرفه ای تر این است:
برای هر ماده، چه کسی مالک تصمیم، خرید، تایید، زمان بندی و ریسک تامین است؟
همین تفکیک است که یک همکاری قابل کنترل را از یک رابطه پر از ابهام جدا می کند.
اگر هنوز خود مدل همکاری برایتان روشن نیست، ابتدا راهنمای تولید قراردادی چیست و چه تفاوتی با برون سپاری دارد؟ را بخوانید؛ چون تقسیم مسئولیت تامین باید با ساختار کلی همکاری هماهنگ باشد.
وقتی تولید در داخل یک مجموعه انجام می شود، خرید، انبار، تولید و کیفیت معمولا زیر یک ساختار مدیریتی قرار دارند. اختلاف میان این واحدها وجود دارد، اما حداقل همه درون یک سازمان هستند.
در تولید قراردادی مرز سازمانی وارد ماجرا می شود.
بازار و سفارش ممکن است در اختیار برند باشد، اما ظرفیت تولید در کارخانه دیگری قرار دارد. بخشی از مواد را برند می شناسد، بخشی را کارخانه بهتر می شناسد و تامین کننده نیز یک بازیگر مستقل است.
در نتیجه یک تاخیر ساده در تامین می تواند چند بخش را همزمان درگیر کند:
به همین دلیل تامین مواد اولیه را نمی توان به یک جمله مبهم در قرارداد محدود کرد.
اولین مرحله تامین، پیدا کردن فروشنده نیست.
ابتدا باید دقیقا معلوم باشد چه چیزی قرار است خریداری شود.
برای هر ماده مهم باید حداقل این موارد روشن باشد:
اگر برند فقط نام عمومی ماده را اعلام کند و کارخانه بر اساس تجربه خودش خرید کند، ممکن است ماده ای خریداری شود که از نظر کارخانه قابل قبول است اما نتیجه نهایی مورد انتظار برند را ایجاد نمی کند.
در نقطه مقابل، اگر برند مشخصاتی تعیین کند که تامین واقعی آن دشوار، زمان بر یا از نظر عملیاتی نامتناسب باشد و این موضوع را با کارخانه بررسی نکند، برنامه تولید روی کاغذ باقی می ماند.
پس قبل از تصمیم درباره خریدار، باید مرجع مشخصات فنی ماده معلوم باشد.
در این مدل، برند مواد را از تامین کننده خریداری می کند و برای تولید در اختیار کارخانه قرار می دهد.
این مدل زمانی منطقی تر است که:
مزیت اصلی این مدل، کنترل بیشتر برند روی منبع و کیفیت ماده است.
اما مسئولیت بیشتری هم ایجاد می کند. اگر برند تامین کننده را مدیریت می کند، باید بتواند ماده را در زمان مناسب به کارخانه برساند. ارسال دیرهنگام مواد و در عین حال انتظار حفظ تاریخ تولید، معمولا واقع بینانه نیست.
همچنین باید روشن باشد مواد دقیقا در چه نقطه ای تحویل کارخانه محسوب می شوند و مسئولیت خسارت، کسری یا عدم انطباق پس از تحویل چگونه مدیریت می شود.
در این حالت کارخانه مسئول خرید مواد مورد نیاز تولید است.
این مدل می تواند زمانی مناسب باشد که کارخانه:
این مدل برای برند مزیت مهمی دارد: تعداد نقاط هماهنگی کمتر می شود.
به جای اینکه برند همزمان تامین کننده مواد، حمل و کارخانه را هماهنگ کند، کارخانه بخش بزرگ تری از فرایند را اداره می کند.
اما واگذاری خرید نباید به معنی واگذاری کنترل باشد.
برند همچنان باید بداند چه ماده ای، با چه مشخصاتی و از چه منبعی در محصول استفاده می شود؛ مخصوصا در موادی که کیفیت محصول نهایی به آنها وابسته است.
در بسیاری از همکاری های واقعی، مدل ترکیبی عملی تر است.
برای مثال:
این مدل انعطاف بیشتری دارد، اما فقط وقتی خوب کار می کند که مسئولیت هر قلم جداگانه ثبت شده باشد.
عبارت کلی «بخشی از مواد با برند و بخشی با کارخانه» کافی نیست.
بهتر است برای هر گروه ماده مشخص شود:
| موضوع | مسئول پیشنهادی |
|---|---|
| تعیین مشخصات فنی | برند با تایید امکان تولید توسط کارخانه |
| معرفی یا تایید تامین کننده | بر اساس حساسیت ماده |
| مذاکره و خرید | طرف تعیین شده در مدل تامین |
| پیگیری زمان تحویل | خریدار ماده |
| دریافت در کارخانه | کارخانه |
| کنترل اولیه ورودی | کارخانه طبق معیار توافق شده |
| تایید تغییر ماده حساس | برند |
| ثبت مصرف و ضایعات | کارخانه |
| تصمیم در کمبود یا جایگزینی | طبق مسیر تصمیم از پیش تعیین شده |
این جدول نسخه ثابت برای همه کسب و کارها نیست، اما نشان می دهد چرا فقط تعیین «خریدار» کافی نیست.
یکی از نقاط اختلاف، تایید تامین کننده است.
کارخانه ممکن است تامین کننده ای را ترجیح دهد که سال ها با او کار کرده و از نظر زمان تحویل و شرایط پرداخت قابل اعتماد است.
برند ممکن است تامین کننده دیگری را انتخاب کند که ماده او از نظر مشخصات محصول مناسب تر است.
هر دو منطق می توانند درست باشند.
برای مواد حساس بهتر است تامین کننده فقط بر اساس قیمت انتخاب نشود. ارزیابی می تواند شامل این عوامل باشد:
در مواد عمومی و کم ریسک، آزادی بیشتری می توان به کارخانه داد. اما هرچه ماده روی کیفیت، فرمول، عملکرد یا هویت محصول اثر بیشتری داشته باشد، نقش برند در تایید منبع باید روشن تر شود.
این موضوع به سیستم کیفیت هم متصل است. اگر لازم است معیارهای پذیرش ماده و محصول را دقیق تر طراحی کنید، مقاله کنترل کیفیت در تولید برون سپاری شده مسیر کامل تری برای این بخش ارائه می دهد.
یکی از خطاهای رایج این است که تاریخ تولید مشخص می شود و بعد تازه خرید مواد آغاز می شود.
در حالی که تاریخ تولید باید از زمان واقعی تامین مواد تاثیر بگیرد.
فرض کنید کارخانه برای هفته سوم ماه ظرفیت رزرو کرده است، اما ماده اصلی سه هفته زمان تامین دارد. اگر سفارش خرید در ابتدای هفته دوم صادر شود، برنامه از همان ابتدا غیرواقعی است.
برای جلوگیری از این وضعیت باید از تاریخ تولید به عقب برگردید:
تاریخ تولید ← مهلت کنترل ورودی ← زمان حمل ← تاریخ آماده شدن تامین کننده ← زمان سفارش و خرید
برای مواد حساس، یک مرحله تایید نمونه یا آزمون نیز ممکن است به این زنجیره اضافه شود.
این همان جایی است که تامین مواد با برنامه ریزی تولید قراردادی به هم می رسد. برنامه تولید بدون تاریخ آماده بودن مواد، برنامه کامل نیست.
در برنامه تامین حداقل سه تاریخ را از هم جدا کنید:
روزی که ماده باید آماده مصرف باشد.
زمانی که تامین کننده باید ماده را به کارخانه یا نقطه تحویل برساند.
آخرین زمان منطقی برای صدور سفارش با توجه به زمان تامین، حمل، کنترل و حاشیه اطمینان.
وقتی این سه تاریخ یکی فرض شوند، احتمال تاخیر بالا می رود.
به ویژه در مواد با زمان تامین طولانی یا نوسان زیاد، سفارش خرید باید بسیار زودتر از روز نیاز در خط ثبت شود.
این سوال باید قبل از وقوع کمبود پاسخ داده شود.
اگر برند مسئول خرید ماده است و ماده دیر می رسد، آیا کارخانه موظف است همان ظرفیت رزرو شده را حفظ کند؟
اگر کارخانه مسئول تامین است و ماده را دیر سفارش داده، آیا برند باید هزینه توقف یا تاخیر را بپذیرد؟
اگر تامین کننده تاییدشده برند دچار مشکل شود ولی خرید را کارخانه انجام داده باشد، تصمیم جایگزینی با چه کسی است؟
پاسخ این مسائل باید در مدل همکاری روشن باشد.
هدف پیدا کردن مقصر نیست. هدف این است که هر طرف بداند چه ریسکی را کنترل می کند و در زمان انحراف چه تصمیمی باید بگیرد.
کمبود ماده اولیه نباید اولین بار در روز تولید مدیریت شود.
برای مواد بحرانی بهتر است از قبل مشخص شود:
نکته مهم این است که «ماده مشابه» لزوما «ماده قابل جایگزینی» نیست.
تغییر منبع می تواند روی کیفیت، عملکرد فرایند، ضایعات یا حتی سرعت تولید اثر بگذارد. بنابراین جایگزینی نباید فقط تصمیم خرید باشد.
فرض کنید تامین کننده اصلی یک ماده در موعد مقرر تحویل نمی دهد.
خرید می تواند خیلی سریع بگوید:
«همین ماده را از تامین کننده دیگری پیدا کردیم.»
اما سوال تولید این است:
«آیا رفتار این ماده روی خط همان است؟»
و سوال برند این است:
«آیا محصول نهایی همان مشخصات قبلی را خواهد داشت؟»
پس جایگزینی ماده باید یک تصمیم کنترل شده باشد.
بسته به حساسیت محصول می توان این مسیر را تعریف کرد:
این سازوکار جلوی تغییرات شفاهی و تصمیم های عجولانه در روز تولید را می گیرد.
خرید ماده فقط به پرداخت فاکتور ختم نمی شود.
ممکن است مواد برای چند نوبت تولید خریداری شوند و بخشی از آنها در انبار کارخانه باقی بمانند.
در این حالت باید روشن باشد:
مقاله حاضر روی تقسیم مسئولیت تامین تمرکز دارد؛ مدیریت کامل موجودی مواد، محصول و سرمایه در گردش موضوع مستقلی است و نباید با تصمیم خرید یکی گرفته شود.
در خرید مواد اولیه وسوسه مقایسه قیمت واحد بسیار زیاد است.
اما قیمت خرید تنها بخشی از هزینه واقعی است.
ممکن است ماده ارزان تر باعث شود:
بنابراین هنگام مقایسه منابع، هزینه مصرف ماده در فرایند تولید مهم تر از قیمت روی فاکتور است.
این تفاوت در همکاری های تولید قراردادی اهمیت بیشتری دارد؛ چون ممکن است کارخانه از کاهش قیمت خرید سود ببرد، اما هزینه افت کیفیت یا افزایش ضایعات به برند منتقل شود.
برای تصمیم اقتصادی دقیق تر، این موضوع باید در کنار بهای تمام شده تولید قراردادی دیده شود.
این یکی از سوال هایی است که اگر دیر پرسیده شود، خیلی زود به اختلاف مالی تبدیل می شود.
باید مشخص شود ضایعات در چه سطحی طبیعی و قابل قبول است و چه زمانی به عدم انطباق تبدیل می شود.
برای مثال باید تفکیک شود:
نباید همه این موارد با یک عنوان کلی «ضایعات» ثبت شوند.
وقتی علت مشخص باشد، مسئولیت نیز قابل تعیین تر می شود.
قرارداد نباید فقط بگوید «تامین مواد اولیه بر عهده کارخانه است» یا «مواد توسط سفارش دهنده تامین می شود».
برای اقلام مهم بهتر است موضوعات زیر روشن شوند:
این موارد بخشی از معماری اجرایی قرارداد هستند. برای دیدن سایر موضوعات ضروری همکاری، مقاله قرارداد تولید قراردادی باید شامل چه مواردی باشد؟ را ببینید.
برای انتخاب مدل مناسب، این پنج سوال را برای هر ماده مهم پاسخ دهید.
اگر کارخانه سال ها آن ماده را مصرف کرده و شبکه تامین قوی دارد، خرید توسط کارخانه می تواند منطقی باشد.
اگر ماده اختصاصی محصول یا بخشی از دانش برند است، کنترل برند اهمیت بیشتری دارد.
گاهی کارخانه به دلیل حجم خرید بالا شرایط بهتری از تامین کننده می گیرد.
گاهی برند چند محصول یا چند کارخانه دارد و خرید متمرکز برای خودش اقتصادی تر است.
هرچه اثر ماده روی محصول نهایی بیشتر باشد، کنترل مشخصات، منبع و تغییرات باید جدی تر شود.
برای مواد با زمان تامین نامطمئن، فقط واگذاری خرید کافی نیست. باید نقطه سفارش، حاشیه زمانی و مسیر جایگزین طراحی شود.
مسئولیت بهتر است به طرفی داده شود که امکان کنترل آن را دارد.
اگر برند تامین کننده را انتخاب می کند، قرارداد او را مدیریت می کند و زمان سفارش را تعیین می کند، منطقی نیست تمام ریسک دیرکرد به کارخانه منتقل شود.
همین منطق در جهت عکس نیز صادق است.
برای پروژه های واقعی، یک جدول یک صفحه ای می تواند از ده ها تماس و اختلاف جلوگیری کند.
برای هر ماده یا گروه ماده این ستون ها را ثبت کنید:
| قلم | مشخصات با | تامین کننده مورد تایید | خریدار | تاریخ نیاز | کنترل ورودی | تایید جایگزین | مالک موجودی |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ماده اصلی | برند | مشترک | برند/کارخانه | تاریخ مشخص | کارخانه | برند | مشخص |
| ماده عمومی | کارخانه | کارخانه | کارخانه | تاریخ مشخص | کارخانه | طبق توافق | مشخص |
| بسته بندی اختصاصی | برند | برند | برند/کارخانه | تاریخ مشخص | مشترک | برند | مشخص |
مهم نیست ساختار دقیق جدول شما چگونه باشد. مهم این است که هیچ ماده مهمی بدون صاحب مسئولیت باقی نماند.
وقتی تامین مواد پیچیده است، یک مرور کوتاه اما منظم بسیار موثرتر از پیگیری های پراکنده است.
در مرور تامین می توان فقط چند سوال کلیدی را بررسی کرد:
هدف جلسه گزارش طولانی نیست. هدف این است که مسئله قبل از رسیدن به خط تولید دیده شود.
در کار اجرایی با تولید، برنامه ریزی و زنجیره تامین، چیزی که بارها دیده می شود این است که توقف روز تولید معمولا آخرین حلقه یک مسئله است، نه اولین حلقه آن.
ماده ای که امروز نرسیده، شاید دو هفته قبل باید سفارش داده می شد.
تامین کننده ای که امروز مشکل کیفیت دارد، شاید از ابتدا بدون معیار روشن تایید شده بود.
ماده جایگزینی که امروز روی خط مشکل ایجاد کرده، شاید هیچ وقت فرایند تایید تغییر نداشته است.
به همین دلیل مدیریت تامین نباید با تماس اضطراری روز تولید شروع شود.
تامین حرفه ای از تعریف درست، مالکیت مسئولیت، تاریخ های روشن و هشدار زودهنگام شروع می شود. این نگاه با رویکرد تجربه محور پروژه و تمرکز آن بر هماهنگی تامین، تولید، فروش و انبار همسو است.
اگر چند مورد از نشانه های زیر را می بینید، مدل تامین نیاز به بازطراحی دارد:
این نشانه ها معمولا مشکل یک فرد نیستند؛ مشکل طراحی همکاری هستند.
قبل از نهایی کردن برنامه تولید، برای مواد اصلی این موارد را کنترل کنید:
اگر پاسخ یکی از این موارد مبهم است، ابهام را قبل از رزرو قطعی تولید برطرف کنید.
در تولید قراردادی، تامین مواد اولیه نباید به یک دعوای ساده بین «برند بخرد» و «کارخانه بخرد» تبدیل شود.
هر سه مدل تامین توسط برند، کارخانه یا مدل ترکیبی می توانند درست باشند. تفاوت در این است که مدل انتخاب شده چقدر شفاف طراحی شده است.
برای هر ماده مهم باید معلوم باشد:
تامین حرفه ای یعنی ماده درست، با کیفیت درست، در زمان درست و با مسئولیت روشن به خط تولید برسد.
وقتی این مرزها از ابتدا طراحی شوند، برند و کارخانه به جای پیدا کردن مقصر در روز بحران، می توانند روی همان چیزی تمرکز کنند که برای هر دو مهم است: تولید قابل اتکا و تحویل به موقع.