درخواست مشاوره
در سریعترین زمان ممکن با شما تماس خواهم گرفت
من یاسر قاسمی هستم. بخش مهمی از مسیر حرفه ای من در فضای واقعی تولید، برنامه ریزی، عملیات و زنجیره تامین شکل گرفته است؛ جایی که تصمیم ها باید نه فقط روی کاغذ، بلکه در محدودیت واقعی ظرفیت، تامین، موجودی، زمان و هزینه جواب بدهند.
امروز تمرکز من روی یک مسئله مشخص است: کمک به صاحبان برند برای استفاده حرفه ای از ظرفیت موجود کارخانه ها، و کمک به کارخانه ها برای شناخت و استفاده بهتر از ظرفیت تولیدی خودشان. نقطه اتصال این دو سمت، طراحی درست محصول، انتخاب شریک تولید، برنامه ریزی، کنترل کیفیت، قرارداد روشن و مدیریت یکپارچه زنجیره تامین است.
تجربه من در صنعت به من نشان داده است که مسئله تولید معمولا فقط کمبود دستگاه، نیروی انسانی یا سرمایه نیست. خیلی وقت ها امکانات وجود دارند، اما میان تامین، برنامه ریزی، تولید، انبار، فروش و تصمیم گیری هماهنگی کافی وجود ندارد. نتیجه می تواند توقف، ضایعات، موجودی نامناسب، فشار نقدینگی یا بخشی از ظرفیت باشد که عملا بلااستفاده می ماند.
به همین دلیل تولید را یک نقطه یا یک کارخانه نمی بینم؛ آن را یک شبکه می دانم. محصول زمانی به نتیجه می رسد که بازار، مشخصات محصول، تامین، ظرفیت، کیفیت، زمان بندی، موجودی و توزیع بتوانند به شکل هماهنگ کنار هم کار کنند.
این نگاه، پایه کاری من در مشاوره تولید بدون کارخانه، تولید قراردادی، برنامه ریزی تولید و استفاده از ظرفیت خالی کارخانه هاست.
از یک طرف صاحبان برند و کارآفرینانی قرار دارند که محصول، ایده یا بازار دارند اما نمی خواهند از روز اول سرمایه خود را در ساخت کارخانه و دارایی ثابت قفل کنند. از طرف دیگر کارخانه هایی هستند که تجهیزات، نیرو و تجربه دارند اما بخشی از ظرفیت آنها در دوره هایی از سال استفاده نمی شود.
هدف این نیست که فقط یک کارخانه پیدا شود و سفارش به آن تحویل داده شود. صاحب برند باید مشخصات محصول، استاندارد کیفیت، دانش محصول و قدرت تصمیم گیری خود را حفظ کند و در عین حال از زیرساخت آماده یک تولیدکننده مناسب استفاده کند.
ظرفیت خالی فقط دستگاه خاموش نیست. زمان های مرده، ناهماهنگی، محدودیت تامین، برنامه ریزی ضعیف یا انتخاب سفارش نامناسب هم می توانند بخشی از توان واقعی کارخانه را از دسترس خارج کنند. قبل از فروش ظرفیت باید آن را دقیق شناخت.
محور مشترک این حوزه ها، استفاده بهتر از منابع موجود و ساختن یک ارتباط قابل اتکا میان بازار، برند و تولید است.
طراحی مسیر ورود به تولید با استفاده از ظرفیت کارخانه های موجود، بدون اینکه مالکیت مستقیم خط تولید شرط شروع باشد.
مطالعه راهنمای تولید بدون کارخانهطراحی رابطه میان صاحب برند و کارخانه بر پایه مشخصات روشن محصول، مسئولیت مشخص، کیفیت قابل سنجش و زمان بندی واقعی.
آشنایی با تولید قراردادیشناخت توان استفاده نشده کارخانه، زمان های مرده و ظرفیت پنهان و بررسی اینکه کدام بخش از این توان واقعا قابلیت تبدیل شدن به سفارش سودآور را دارد.
ظرفیت خالی را بهتر بشناسیدهماهنگی میان تامین، تولید، انبار، فروش و توزیع با تمرکز بر اجرای واقعی برنامه، نه صرفا ساختن برنامه روی کاغذ.
بررسی اثر تصمیم های تولید، تامین، موجودی و ظرفیت بر بهای تمام شده، ضایعات و جریان نقدی.
کمک به تعریف استاندارد، نقاط کنترل، مستندات و سازوکاری که اجازه دهد برند حتی در تولید بیرونی کنترل خود را حفظ کند.
داشتن کارخانه، دستگاه و نیروی انسانی به تنهایی تضمین نمی کند که تولید خوب کار کند. همان طور که نداشتن کارخانه هم لزوما مانع تولیدکننده شدن نیست. مسئله اصلی این است که توان موجود چگونه شناخته، برنامه ریزی، کنترل و به بازار متصل می شود.
در تصمیم های صنعتی، برای من معیار فقط میزان تولید نیست. بهای تمام شده، ضایعات، جریان نقدی، موجودی، کیفیت و زمان ورود محصول به بازار هم بخشی از نتیجه هستند.
تجربه کاری من شامل صنایع غذایی، کالاهای تندگردش، صنایع بهداشتی و تجهیزات بوده و در کنار تولید، با موضوعاتی مثل برنامه ریزی تولید، عملیات، زنجیره تامین، موجودی، انبار، توزیع و تولید برون سپاری شده درگیر بوده ام.
همین تجربه باعث شده است مسئله را فقط از زاویه یک واحد سازمانی نبینم. گاهی چیزی که در تولید «کمبود ظرفیت» به نظر می رسد از تامین شروع شده است؛ چیزی که در فروش «کمبود محصول» دیده می شود ریشه در برنامه ریزی دارد؛ و سفارشی که ظاهرا خط را پر می کند ممکن است بعد از محاسبه هزینه فرصت، انتخاب مناسبی نباشد.
در پادکست «ظرفیت خالی» درباره فرصت های پنهان صنعت، ظرفیت بلااستفاده، تولید بدون کارخانه، تولید قراردادی، انتخاب سفارش، وابستگی برند به کارخانه و مدل همکاری میان برند و تولیدکننده صحبت می کنم؛ با تمرکز بر تجربه و تصمیم های واقعی، نه تعریف های کتابی.
معرفی پادکست ظرفیت خالیاز راهنماهای پایه سایت شروع کنید و بعد سراغ اپیزودهای مرتبط بروید تا هم چارچوب موضوع را داشته باشید و هم زاویه تجربه محور آن را بشنوید.
ممکن است صاحب برندی باشید که می خواهد بدون ساخت کارخانه وارد تولید شود، یا صاحب کارخانه ای که می خواهد ظرفیت واقعی مجموعه را بهتر بشناسد. نقطه شروع، روشن کردن مسئله و بررسی امکان اجراست.